حس ششم( Sixth Sense)
آیا شما هم حس ششم دارید؟
همه ی ما رویاهایى داریم كه گاهى به حقیقت مى پیوندد.
در طرف مقابل همه ما دلشوره هایى هم داریم كه گاهى درست از آب در مى آیند.
مثلاً خیلى وقت ها پیش مى آید كه احساس مى كنیم قرار است، تلفن به صدا در آید و بعد صداى زنگ تلفن را مى شنویم.
«جوآن مارى ولان» یكى از افراد برخوردار از این حس است.
او همیشه نسبت به این حس نگران بود و فكر مى كرد چیزى اشتباه در خلقت او وجود دارد تا اینكه متوجه شد این بهترین هدیه اى بوده كه از جانب خداوند به او داده شده و او خیلى خوش شانس بوده كه توانسته چنین هدیه اى دریافت كند.
او مى گوید: همیشه نشانه هایى را احساس مى كردم.
مثل اینكه یك نفر كنارم نشسته سپس صداى پك زدن به سیگار را مى شنیدم و دود سیگار را نیز مى دیدم.
از جا بلند مى شدم، از تخت پایین مى آمدم، پدر تویى؟ اینجایى؟
چند سال قبل پدرم در اثر سكته قلبى جان خود را از دست داد و از آن زمان تاكنون من همیشه غم عجیبى در قلبم دارم. اما الآن، صداى نفسهایش و بوى ادكلنش را حس مى كنم و وقتى بوى او به مشامم مى رسد، احساس راحتى مى كنم.
این اولین بارى نبود كه من وجود كسى را حس مى كردم و یا آدمهایى از دنیاى دیگر سراغ من مى آمدند. * نمى خواستم متفاوت از بقیه باشم
وقتى به سالها قبل فكر مى كنم، مى بینم از همان كودكى با بقیه فرق داشتم.
اكثر شبها وقتى در تختخواب بودم صدایى مى شنیدم وقتى از خواب بیدار مى شدم، ضربان قلبم تند مى شد. زن و مرد پیرى را مى دیدم كه آغوششان را به روى من باز كرده و با هم صحبت مى كردند. من از ترس به اتاق پدر و مادرم مى دویدم و فكر مى كردم غولها هستند كه شبها سراغ من مى آیند. پدرم با آرامش كامل مرا به اتاقم باز مى گرداند و با خونسردى زیر تخت، داخل كمد و همه جا را بازدید مى كرد و مى گفت: «برو بخواب عزیزم، هیچكس اینجا نیست». اما وقتى من به رختخواب باز مى گشتم، با خود زمزمه مى كردم، پدر تو اشتباه مى كنى. وقتى ۹ ساله بودم. خواب دیدم مادر پدرم تلفن كرد و گفت كه مى خواهد ما را ترك كند و پیش خدا برود. اما همه چیز رو به راه خواهد بود و هیچ اتفاقى بعد از او رخ نخواهد داد. سه روز بعد مادر بزرگم فوت كرد. وقتى ماجرا را براى پدر و مادرم تعریف كردم، مادرم گریه كنان مرا در آغوش گرفت و گفت:
«توباید مثل من و مادرم باشى. ما همیشه قبل از اینكه اتفاق بدى رخ دهد، از آن مطلع مى شویم. ما نفرین شده هستیم.»
من هم با گریه پاسخ دادم: «نه من نمى خواهم مثل شما ملعون و نفرین شده باشم»
از آن به بعد تا چند سال هر وقت صداهایى مى شنیدم یا خوابى مى دیدم سعى مى كردم آن را نادیده بگیرم و دیگر راجع به این موضوع با مادرم صحبت نكردم تا اینكه در سن ۱۶ سالگى خواب مرگ پدرم را دیدم و وقتى پدرم را از دست دادم باز هم شوك عجیبى به من وارد شد. اما باز هم با این حس جنگیدم و به مادرم چیزى نگفتم. آرام، آرام از طریق تلویزیون، اخبار و روزنامه ها متوجه شدم كه افراد دیگرى نیز مثل من با همین حس وجود دارند كه اتفاقات بد را پیش بینى مى كنند.
۲ سال بعد وقتى با ناپدرى ام «جان» مشغول عبور از جاده بودیم، دوباره ندایى از درونم به من گفت: حركت نكن. تا آمدم موضوع را جدى بگیرم كامیون بزرگى با ما برخورد كرد و هر دوى ما را زخمى كرد. پس از چند روز كه بالاخره، در بیمارستان به هوش آمدم دیگر نتوانستم مقاومت كنم و مادرم را در آغوش گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم، چون از ناحیه كمر و ستون فقرات دچار شكستگى شده بودم، چند ماه بسترى بودم. اما بعد از آن فكر كردیم كه وقت آن رسیده كه با مادرم به این مسأله جدى تر نگاه كنیم و سعى كنیم اقدامى در جهت فهمیدن این حس برداریم. به سراغ آدمهایى كه با عالم دیگر و مردم عالم دیگر ارتباط داشتند رفتیم. كتابهاى زیادى مطالعه كردیم، با آدمهایى مثل خودمان ملاقات كردیم و متوجه شدیم كه صداهایى كه مى شنویم براى ترساندن ما نیست، بلكه از جانب روحهایى است كه مراقب ما هستند.
ما روح پلیدى نداریم. بلكه فرشته هایى در اطراف خود داریم. و شاید آنها هدیه هایى از طرف خداوند هستند كه به ما داده شده اند تا ما به اطرافیانمان كمك كنیم.
این واقعیت مسؤولیت سنگینى بود.
حالا دیگر من هدف زندگى خود را مى شناختم.
«پدر از من براى چند نفر تقاضاى حلالیت كرد.» اول باید سراغ یكى از همكارانش مى رفتم كه پدرم ناراحتش كرده بود، وقتى پیش آن خانم رفتم و براى پدرم تقاضاى حلالیت كردم، مرا در آغوش گرفت و گریه كنان گفت: «نمى دانى چقدر منتظر این لحظه بودم.» و بعد چند نفر دیگر. این مسؤولیت را بخوبى توانستم انجام دهم و وقتى كار تمام شد، پدرم دوباره با همان بوى ادكلن همیشگى و دود سیگار به اتاقم آمد و از من تشكر كرد. او مى گفت امشب با خیال راحت و در آرامش زندگى مى كند، من به قدرى خوشحال بودم كه دائماً از خداوند به خاطر این موهبتى كه به من ارزانى داشته تشكر مى كردم. چند شب بعد خانمى را در رؤیاهایم دیدم كه بسیار بى تاب بود. او مى گفت: همسر و پسرش همیشه با هم در حال جنگ بودند و او تنها كسى بود كه قادر به آرام كردن آنها بود و حالا كه او در دنیا نیست خیلى نگران پسرش است. با جست وجوى فراوان آدرس آنها را پیدا كردم و به سراغشان رفتم و تمام ماجرا را تعریف كردم و مطمئن شدم كه پدر و پسر در صلح و آرامش كامل با هم زندگى مى كنند و مشكلى ندارند. از كمك كردن به افراد واقعاً لذت مى برم. هر موقع در اتاق خواب در تاریكى تنها مى نشستم دود سیگار پدرم را استشمام مى كردم و این یكى از شیرین ترین و خوشبوترین بوهاى زندگى ام شده بود. من واقعاً نمى دانم در آینده چه اتفاقى خواهد افتاد اما مى دانم كه هیچ وقت تنها نیستم و كسانى را كه دوست داریم همیشه در كنارمان هستند و هر زمان كه ما دریچه قلبمان را به روى فرشتگان باز كنیم و به آنها گوش دهیم آنها ما را هدایت خواهند كرد.
توصیه هاى «جوآن مارى» براى تقویت حس ششم:
۱) از خودتان سؤال كنید: سؤال از حس و ذهن خودآگاه یكى از بهترین راه هاى گشودن كانال قدرت ماورایى و علم غیب است. فقط در مورد چیزى كه واقعاً مى خواهید بدانید لحظه اى تفكر كنید. به طور مثال «آیا باید شغلم را عوض كنم؟» وقتى شب مى خواهید به رختخواب بروید با صداى بلند از خود این سؤال را بپرسید. مشاهده مى كنید كه رؤیاهاى شما در شب پاسخ سؤال شما را مى دهند.
۲) افكار خود را به روى كاغذ بیاورید: قبل از اینكه شب به خواب بروید و وقتى كه صبح از خواب بیدار شدید، در مورد موقعیت خود فكر كنید و در مورد مواردى كه برایتان حائز اهمیت است با دقت فكر كنید، سپس شروع به نوشتن كنید. به افكارتان اجازه دهید كه ارادى عمل كند و هر آنچه كه به فكرتان مى رسد روى كاغذ بیاورید، سپس كاغذ را نگاه كنید، متوجه مى شوید چه اتفاقى رخ داده: «افكارتان شما را هدایت و نصیحت كرده است.»
۳) به خودتان اعتماد كنید: مثلاً وقتى در حال قدم زدن هستید، اما ناگهان دلت مى خواد كه به سمت چپ بپیچید، این كار را انجام دهید، حتى اگر بعداً متوجه شدید كه از مسیر واقعى دور شده اید، اما باز هم به حس خود پاسخ مثبت دهید و مشاهده مى كنید كه درست شما را هدایت كرده است.
۴) زمانى را در طبیعت صرف كنید. در طبیعت و در معرض هواى آزاد بودن و كنار درخت بودن، بصیرت و بینش انسان را بالا مى برد.
۵) از روش «گل درمانى» استفاده كنید. گل هاى تازه باعث افزایش انرژى در فضاى خانه شما مى شود. حتى اجازه مى دهد تا مقدارى هواى تازه و آزاد وارد فضاى خانه شما شود. گل هاى تازه، روحیه شما را تقویت مى كند. همواره توجه به مسایل عجیب و غریب برای بشر جالب بوده و شاید به همین دلیل، حس ششم را میتوان یکی از این مسایلی دانست که همهمان برای یکبار هم که شده، به آن فکر کردهایم. اینکه بعضیها از طریق الهام یا یک حس درونی از برخی مسایل آگاه شوند یا هشدارهایی در مورد وقایع احتمالی بدهند، ذهن خیلی از دانشمندان را هم به خود مشغول کرده و حالا سوال «موضوع ویژه» این هفته همین است که واقعا این حس چیست و چهقدر میتوان به آن اعتماد کرد؟ … +نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت23:45توسط نادیه نیازی | |
چگونه حس ششم خود را تقویت کنیم؟
برترین ها: حس ششم که به آن قدرت شهود هم گفته می شود، نوعی استعداد خدادادی است.
می توان گفت همه افراد از این استعداد برخوردار هستند،
هرچند تنها بعضی ها افراد از آن به خوبی استفاده می کنند. در این جا به بعضی نکات ساده اشاره می کنیم که به شما کمک می کنند حس ششم خود را تقویت کنید.
1. احساسات را خودتان خلق کنید. این دقیقا به معنای تظاهر کردن است. حتما برای شما هم پیش آمده که عیرغم احساسات ناراحت کننده درونیتان، لبخند زده اید. وقتی خودتان را به لبخند زدن وادار می کنید، ناخودآگاه احساسات واقعیتان تحت تاثیر قرار می گیرد و بعد ناگهان احساس می کنید که جهان روشن تر و بازتر شده است. به همین دلیل است که به شما توصیه می کنیم تظاهر کنید. وقتی احساساتمان را تغییر می دهیم، توجهمان به چیزهای متفاوت جلب می شود و احساساتمان از آنچه یک دقیقه قبل وجود داشت فراتر می روند. بنابراین می توان گفت دامنه احساساتمان وسیع تر شده است و به همین دلیل خواهیم توانست اطلاعات بیشتری را به شکل انرژی دریافت کنیم. استفاده از حس ششم به معنای دریافت و سپس تفسیر انرژی کائنات، محیط و افرادی است که در اطرافمان وجود دارند.
2. به اطلاعاتی که از محیط دریافت می کنید دقت کنید. اطلاعات شهودی مانند چهره ای هستند که در نقاب پوشیده شده است و از کنار ما رد می شود. اگر به موقع نایستیم و به آن نگاه نکنیم، ممکن است محو شود و از بین برود. اطلاعات را یادداشت کنید. پس از گذشت مدتی خواهید دید که اطلاعات ثبت شده چقدر با هم هماهنگ هستند. به حواس خود دقت کنید، بینایی، شنوایی، چشایی، بینایی، لامسه و احساسات و دانشتان، همه مهم هستند. بعد از مدتی خواهید توانست این لحظه ها را به هم پیوند بدهید و زنجیره ای تولید کنید که اطلاعات ارزشمندی راجع به شما و زندگیتان فراهم می کنند.
3. خودتان را دوست داشته باشید. عشق بزرگترین و مهم ترین عنصر در قلمروی معنویات است. عشق از خود شما آغاز می شود. وقتی بتوانید انرژی خود را سالم و دست نخورده نگه دارید، حواستان دقیق تر و قدرتمندتر خواهد شد. همه حواس از جمله حس ششمتان تبدیل به کانالی بسیار شفاف و دقیق خواهد شد و بدن، ذهن، روح و احساساتتان از تاثیرات منفی رها خواهد شد.
4. به خواب های خود اهمیت بدهید. وقتی می خوابیم ضمیر خودآگاهمان به خواب می رود و قدرت های شهودی که در هنگام بیداری فعال نیستند فعال می شوند. قدرت شهود اکثر افراد یا سرکوب می شود، یا انکار می شود یا نادیده گرفته می شود، ولی هنگام خواب این قدرت فرصتی برای فعالیت پیدا می کند. برا ی اینکه به قدر کافی از خواب هایتان استفاده کنید، آنها را در دفترچه ای ثبت کنید. همانطور که آنها را یادداشت می کنید، به احساسات و همه حواسی که در صحنه های خوابتان وجود داشتند توجه کنید. اینها همه سرنخ هایی هستند که می توانند به تقویت قوای شهودی شما کمک کنند.
5. تمرین کنید. کار نیکو کردن از پر کردن است. هر خلبان، آشپز، آرایشگر و هر فرد موفق دیگری با تمرین و تکرار به موفقیت دست پیدا کرده است. تقویت حس ششم هم مانند هر مهارت دیگری به تمرین و تکرار نیاز دارد. حواس شما مرتبا اطلاعاتی را از محیط پیرامون شما دریافت می کند. از طریق تمرین و تکرار خواهید توانست بر اطلاعاتی که به پرسش ها و مسائل موردنظریا شرایط زندگیتان مربوط هستند تمرکز کنید و اطلاعات غیرضروری یا نامربوط را نادیده بگیرید. تمرین، پشتکار، تلاش و بردباری راهی جدید را پیش روی شما باز می کنند و حس ششم شما را شکوفا خواهند کرد. با به کار بستن عادات جدید کم کم از آرامش ذهنی برخوردار خواهید شد و وقتی حس ششم خود را دنبال می کنید آرزوها و تمایلاتتان روشن خواهند شد. +نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت23:58توسط نادیه نیازی | |
حس ششم زنان قوی تر ازمردان است!!!
خانم ها پیام های نامحسوس را قوی تر از آقایان دریافت می کنند و به نکات ناگفته بهتر پی می برند در هر سنی که باشیم ، برای این که زندگی شاد و موفقی داشته باشیم ، نیاز داریم دانش و مهارت های زندگی خود را افزایش دهیم.
به عبارت دیگر، هر زن و مردی ، وقتی آگاهی های خود را بالا برند ، می توانند بر ذهن خود مدیریت کنند ، خود را تغییر داده و انرژی ، احساس ها و عواطف خود را در جهت مثبت به کار گیرند و زندگی خود و زندگی مشترک را درهر سنی که باشند، بهبود بخشند و حتی آن را به بهشت تبدیل نمایند.
چرا خانم ها روابط ، احساس ها، علائم کلامی و غیرکلامی، پیام های محسوس و نامحسوس دیگران را قوی تر از آقایان می گیرند و به نکات ناگفته بهتر پی می برند؟
آقایان توجه کنند که:
خانم ها علائم شنیداری ، دیداری ، کلامی و غیرکلامی را به سرعت می گیرند و هماهنگی یا عدم هماهنگی بین آن ها را به راحتی در افراد تشخیص می دهند. در نتیجه در گفت و گوهای رودرو: با توجه به این که مغز زن، صداها را به سرعت تفکیک و طبقه بندی می کند و حرکت های بدن و ایما و اشاره ی طرف مقابل را زیر نظر می گیرد: هماهنگی بین گفتار و علائم دیداری و غیرکلامی نهفته در کلام را به راحتی تشخیص می دهد و می فهمد که شوهر یا طرف مقابل به او راست یا دروغ می گوید! به طور کلی، زنان پیام های نامحسوس را قوی تر از آقایان می گیرند و به نکات ناگفته، بهتر پی می برند. به عنوان مثال، وقتی مردی از همسر، و فرزندی از مادر چیزی را مخفی کند، همسر یا مادر به راحتی می فهمد که اتفاقی افتاده است. به عبارتی حس ششم در زنان قوی تر از مردان است.
به آقایان توصیه می شود:
به همسرتان دروغ نگویید، تا راز و دروغ تان فاش نشود. چرا که برای پنهان ساختن دروغ گویی، از چهره بیش از سایر قسمت های بدن استفاده می شود هر کسی به صورت ناخودآگاه از تبسم، سر تکان دادن، حالت های چشم و چشمک زدن، برای پنهان ساختن دروغ استفاده می کند. عدم هماهنگی بین حرکت های بدن و نشانه های صورت و تن صدا، این پنهان کاری را آشکار می سازد. خانم ها با توجه به نوع روابط زوج های دیگر و تغییرهای جسمی و روانی آنان، به راحتی پی می برند که کدام یک از آنان با هم صمیمی هستند، کدام یک از هم خشمگین و ناراحت می باشند و کدام یک تظاهر به دوستی و صمیمیت می کنند، کدام یک حسود هستند، کدام یک برتری جو هستند و... به طور کلی، خانم ها از طریق احساس قوی خود ، دگرگونی یا تغییرها را در دیگران به سرعت متوجه می شوند . در حالی که مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و سعی دارند بر اوضاع مسلط باشند و چهره شان دچار تغییر نشود، در این حالت، حتی ممکن است مردان بی احساس جلوه کنند. در حالی که، چهره زنان هنگام حرف زدن و گوش دادن، حالت های خاصی به خود می گیرند و حالت های ناراحتی ، ترس ، خشم ، تعجب و لذت در چهره ی آنان قابل مشاهده است. عواطف مرد در نیمکره ی راست مغز ولی عواطف زن در دو نیمکره ی مغز قرار دارد این امر به زن کمک می کند که از قدرت عواطف و احساس قوی تری برخوردار شود و به مرد نیز کمک می کند که از احساسات خود به صورت مستقل استفاده کند. به طوری که مرد، عواطف خود را با خویشتن داری در برخورد با مشکل ها، مشاجره ها، خوشحالی، سخن گفتن ها و ..به طور معمول کم تر دخالت می دهد؛ در حالی که زن، هم زمان با دیگر فعالیت ها، حتی در مسائل بسیار جدی، احساس های خود را دخالت می دهد. مرکز شنیداری در مردان فقط در نیمکره ی چپ مغز قرار دارد. در حالی که زنان برای شنیدن، از دو نیمکره ی مغز بهره می گیرند. قدرت شنوایی همانند قدرت گویش در زنان، قوی تر از مردان است. مادران با صدایی کوچک و یا صدای گریه ی کودک، به سرعت از خواب بیدار می شوند و حتی اگر کودک در دوردست باشد، از گریه ی کودک متوجه حال او می شوند؛ در حالی که وقتی پدر در خواب باشد، صدای گریه ی کودک را نمی شنود مگر این که صدای گریه، خیلی بلند باشد.
ارتباط بین دو نیمکره ی مغز در زنان، حدود پانزده درصد بیش تر از مردان است.
به علاوه استقرار مراکز عواطف، گویایی و شنیداری برای زنان در دو نیمکره ی مغز، باعث شده که زنان هم زمان هم می توانند صحبت کنند و هم قادرند به صحبت های دیگران گوش فرا دهند. احساس های خود را به راحتی نشان دهند و چند کار دیگر را هم زمان انجام دهند! تجسم کنید خانمی در آشپزخانه در حالی که مشغول آشپزی است، با تلفن هم صحبت می کند، جواب همسر یا فرزندش را هم می دهد که فلان چیز در کجاست و... برای مردان حیرت انگیز است که می بینند در یک جمع ده الی بیست نفری خانم ها، همگی می توانند با هم صحبت کنند و به صحبت های یکدیگر گوش داده، جواب پرسش های همدیگر را نیز بدهند. در حالی که مردان در جمع چند نفره، اگر دو یا سه نفر هم زمان صحبت کنند، نمی توانند روی صحبت های چند نفر یک جا تمرکز کنند. مردان هنگام صحبت و انجام هر کار دیگر، نیاز به تمرکز دارند و مغز آنان طوری طراحی شده که هر لحظه می توانند فقط بر یک موضوع تمرکز پیدا کنند. چنان چه وقتی مردی می خواهد کاری انجام دهد برای نمونه با تلفن صحبت کند، افراد خانواده را به سکوت دعوت می کند و از آنان می خواهد صدای تلویزیون و رادیو را کم کنند تا بتواند روی صحبت تلفنی، تمرکز پیدا کند و یا وقتی مردی مطالعه می کند یا مشغول تماشای تلویزیون می باشد، ممکن است صدای همسرش را نشنود چون تمرکزش روی مطالعه و یا تماشای تلویزیون است!
به طور کلی، زنان نسبت به توانمندی های زبانی، مهارت های کلامی، غیرکلامی و در بروز و بیان عواطف خویش، عنایت بیشتری از خود نشان می دهند و در این راستا بهتر از مردان عمل می کنند.
به طور کلی، مردان به مسائل استدلالی و تخصص های فنی، فضایی و سه بعدی بیشتر ابراز علاقه می کنند و در این راه، مهارت های بیشتری از خود نشان می دهند و از زنان، قوی تر عمل می کنند. مراتب بالا، نشان دهنده ی گوشه ای از تفاوت برنامه ریزی مغزی زنان و مردان است. زن و مرد با ازدواج و در کنار هم قرار گرفتن، می توانند نقاط قوت خود را به یکدیگر منتقل نموده و هر یک بر طرف کننده ی نیازها و کمبودهای دیگری باشند. +نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت1:31توسط نادیه نیازی | |
تله پاتی-تله پاتی-تله پاتی:
تله پاتی از دو کلمه ی يونانی "تله" بمعنی دور و"پاتوس" به معنی احساس گرفته شده است. تله پاتی به ا ين معنی ا ست که کسی احساس ديگری را بدون کمک گرفتن از حواس خويش بصورت مرموزی بخواند يا احساس کند.
طرفداران تله پاتی می گويند "برای انسان عادی هنگام مرگ دوست يا خويشاوندانش حالت توهم پيش می آيد در حالی که آنها صد ها فرسنگ با يکديگر فاصله دارند" نتيجه ا ينکه "روان شخص بيمار يا کسی که در حال مرگ است شايد بطور نا هشيار پيامی می فرستد که از فضای واسطه می گذ رد و روان شخص ديگر را تحت تاثير قرار می دهد. +نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت1:21توسط نادیه نیازی | |
سابقه حس ششم
سابقه حس ششم به عهد باستان برمی گردد و گفته می شود در بسیاری از فرهنگ های باستانی افرادی بوده اند که توسط چنین خصوصیتی با مردگان، ارواح و مواردی مشابه ارتباط برقرار می کردند. در سال ۱۹۳۰ میلادی جی بی راین در کارولینای شمالی به همراه همسرش در مورد این حس بررسی کردند و آقای راین از یک سری کارت ساده با نام کارت های زنر (Zener) استفاده کرد که در حال حاضر به آن کارت های درک ماورای حواس یا حس ششم می گویند. این کارت ها اشکال دایره، مربع، خطوط پیچ دار، علامت به علاوه و ستاره را دارند.
از هر علامت ۵ کارت در یک بسته ۲۵ تایی وجود دارد.
یک سری کارت با ردیف خاصی چیده می شوند و فرد مورد نظر باید طرز چینش آن را حدس زده با حس ششم آن را درست بچیند. در سال های بعد تحقیقات متفاوتی نیز روی این حس انجام شد.
در حال حاضر بحث در مورد این حس با نگرانی های متخصصان علوم طبیعی همراه است چون معتقدند شواهد آماری آزمایشگاهی اثبات شده ای در این مورد وجود ندارد و اگر هم نتایج آماری وجود داشته باشد، بسیار اندک و ضعیف است. اما افرادی که در مورد این موضوع تحقیق می کنند معتقدند مطالعات بی شماری نشان می دهد که افراد خاصی همواره نتایج قابل توجهی از خود نشان داده اند و حتی بعضی از آنها نتایج شاخص و بالایی از این حس در خود نشان می دهند که اصلا قابل اغماض نیست +نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت16:30توسط نادیه نیازی | |
حس ششم × ۳
دانشمندان سه نوع حس ششم را مطرح می کنند:
▪ الهام قبل از اتفاق:
در این نوع حس ششم، افراد توانایی پیش بینی آینده را دارند و وقایع و اتفاقاتی که در آینده رخ می دهد به نحوی به آنها الهام می شود. گفته می شود در دنیا یکی از معروف ترین نمونه هایی که این حس را داشته، نوستراداموس پیشگو است.
؛تله پاتی :
تله پاتی توانایی ارسال و دریافت تصاویر ذهنی است و یا خواندن آنچه در ذهن دیگران وجود دارد؛ یعنی فرد مورد نظر بدون صحبت با دیگران می داند در ذهن آنها در لحظه ای خاص دقیقا چه می گذرد.
▪ بصیرت:
بصیرت یا بینش روشن یا روشن بینی، قدرت دیدن مواردی است که ورای دامنه طبیعی بینایی است؛ به عنوان مثال، برخی از این افراد ادعا می کنند که می توانند بدون هیچ دستگاهی برخی موجوداتی را که برای دیگران مرئی نیستند، ببینند. معمولا گفته می شود فردی که قدرت الهام قبل از وقوع امر و بصیرت را داشته باشد، می تواند تا حدی در مورد وقایع آینده اطلاعاتی بدهد +نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت16:28توسط نادیه نیازی | |
حس ششم چیست؟
حس ششم یا درک ماورای حواس از موضوعاتی است که همیشه بحث برانگیز بوده. در تعریف این حس می گویند: «درک اطلاعاتی است که از طریق حواس شناخته شده (لامسه، بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی) قابل شناسایی نیست و با تجربه های قبلی درک نمی شود.» ابداع واژه حس ششم یا درک ماورای حواس توسط یک روان شناس آلمانی به نام رادولف تیشنر انجام شد و یک روان شناس دانشگاه دوک با نام جی بی راین آن ایده را برای برخی قابلیت هایی روانی مثل تله پاتی به کار برد. البته جوامع علمی این موضوع را هنوز رسما نپذیرفته اند چون پایه و شواهد علمی کافی نداشته و تئوری خاصی برای توضیح و توجیه آن وجود ندارد. +نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت16:24توسط نادیه نیازی | |
همواره توجه به مسایل عجیب و غریب برای بشر جالب بوده و شاید به همین دلیل، حس ششم را میتوان یکی از این مسایلی دانست که همهمان برای یکبار هم که شده، به آن فکر کردهایم.
اینکه بعضیها از طریق الهام یا یک حس درونی از برخی مسایل آگاه شوند یا هشدارهایی در مورد وقایع احتمالی بدهند، ذهن خیلی از دانشمندان را هم به خود مشغول کرده ...